خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام
تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)


پاسخ:چشم حتما سعي ميكنم خيلي ممنون باشه الان ميام سر ميزنم
چقدر حست قشنگه ...خيلي لطيف ...
پسر خوب آدم هرچيزيو به همه نميگه ... مث لب دوست داشتن ....
بهم سر بزن ... لينكت كردم با اجازه
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
چقدر حست قشنگه ...خيلي لطيف ...
پسر خوب آدم هرچيزيو به همه نميگه ... مث لب دوست داشتن ....
بهم سر بزن ... لينكت كردم با اجازه
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)